بچه باید بداند که پدرش با چه امکاناتی لقمه ای نان بدست می آورد و برادر بزرگش چه مظلوم وار دست و پنجه می زند و خفه می شود .آن یکی هم باید بداند که پدرش از چه راههایی به دوام این روز تاریک و این زمستان ساخته ی دست آدمها کمک می کند .
بچه ها را باید از "عوامل امیدوار کننده ی سست بنیاد ""نا امید "کرد
بچه ها باید بدانند که پدرانشان نیز در این منجلاب اجتماع غریق دست و پا زنند ه ای بیش نیستند .و چنان که همه بچه ها به غلط می پندارند پدرانشان راستی راستی هم از عهده ی همه کاری بر نمی آیند و زورشان نهایت به زنشان می رسد .
خلاصه کلام بایدجهان بینی دقیقی به بچه داد و معیاری به او داد که بتواند مسایل گوناگون اخلاقی و اجتماعی را در شرایط و مو قعیتهای دگرگون شونده دایمی و گوناگون اجتماعی ارزیابی کند .
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه پانزدهم شهریور 1386 توسط آراز
