.
شناختن اجتماع و جواب یافتن به پرسشها جند راه وجود دارد .یکی از این راههااین است که به روستاها سفر کنید .وبا مردم مختلف و نشست و برخاست داشته باشید .
راه دیگرش کتاب خواندن است البته نه هر کتابی .بعضیها می گویند "هر کتابی به یکبار خواندن می ارزد"این حرف چرند است در دنیا آنقدر کتاب خوب داریم که عمر ما برای خواندن نصف نصف آنها هم کفاف نمی دهد .از میان کتابها باید خوبها را انتخاب کنیم .که به پرسشهای جوراجور ما جوابهای درست می دهند ......
کتابهایی که ما را فقط سرگم می کنند و فریب می دهند بدرد سوختن می خورند .
بچه ها قصه و داستان را با میل و رغبت می خوانند ،قصه خواندن فقط برای سرگرمی نیست .
صمد که فقر و بدبختی را تجربه کرده بود می خواست بچه هارابا مسایل آشنا کند .او تنها به تربیت بچه ها زیر سایه مهر و محبت یا مشت و لگد پدران و گاز گرفتنها و نیشگونهای مادران بسنده نکرده بود .او می خواست آینده سازان را آگاه به مسایل جامعه و اجتماع خویش پرور ش یابند .و درد و رنجی را که می کشید نمی خواست آیندگان دچار آن باشند .او خود ماهی سیاه کوچولو بود و میخواست ماهی سیاه کوچولوهای دیگری را دنبال خود به دریا ببرد .
"انسان در زندگی دردها و غمهایی دارد که نمی تواند به کسی بگویید و این دردها رنجها مثل خوره جان و روحش را می خورند و از بین می برندش."
ولی صمد دردها و رنجها را به بچه ها می گفت .زیرا میدانست که بچه های آگاه دنبال ماهی سیاه کوچولو خواهند آمد .
دردهای که او به بچه ها می آ موخت و آنها را بیزار از این درد ها به بار میاورد چه بود ؟
"آِیا نباید به کودک بگوییم که در مملکت تو بچه هایی هستند که سال به سال رنگ گوشت را نمی بینند ؟چراکه همیشه یک عده می خواهند غاز سرخ شده سر سفره هایشان باشد
آیا نباید به کودک بگوییم که نصف مردم جهان گرسنه اند و راه برانداختن این گرسنگی چیست ؟
آیا نباید درک علمی ودرستی از تاریخ و تحول و تکامل اجتماعات انسانی به کودک بدهیم ؟
چراباید بچه های شسته و رفته و بی لک پیس تربیت کنیم ؟
چرا می گوییم دروغگویی بد است /چرا می گوییم دزدی بد است /چرا می گوییم اطاعت از پدر و مادر پسندیده است؟
چرا ریشه های رواج دروغ و دزدی را برای بچه ها آشکار نمی کنیم ؟
کودک را می آموزیم که راستگو باشد در حالیکه زمان زمانی است که چشم راست به چشم چپ دروغ می گوید .و برادر از برادر در شک است .و اگر راست آنچه را که در دل دارد بر زبان آرد از برخی دردسرها رهایی نخواهد یافت .
چرا دستگیری از بینوایان را تبلیغ می کنیم ؟و نمی گوییم چگونه این یکی "بینوا"و آن یکی "توانگر"شد.و سینه جلو دهد و سهم بسیار ناچیزی از مال خود را به آن بابا بدهد و منت سرش بگذارد که آری من مردی خیر و نیکوکارم و همیشه از آدمهای بیچاره و بد بختی مثل تو دستگیری می کنم ،البته این هم محض رضای خداست والا تو خودت که آدم نیستی .
